غیر قابل درک

یکی از چیزایی که حقیقتا تو هیچ جامعه ای نمی تونم درک کنم، موضوع تقدس خانواده هست.

آره به دنیا اومدن و بزرگ شدن انسان قشنگه، مثل هر موجود دیگه، اما نباید به خاطر یه سری اصول فردیت اون انسان زیر سوال بره.

ما حق نداریم به بهانه های مسخره ای مثل عرف و آبرو، شخصیت بچه مونو خورد کنیم و بهش برچسب بزنیم. فردیتشو ازش بگیریم و بگیم چون نمی تونیم بهت افتخار کنیم باید چنین و چنان باشی. به نظر من تو دنیای امروز، یک رنگی و خود واقعی بودن بیشتر اهمیت داره تا پیروی از چارچوب آدم خوب بودن. بچه ملک شخصی خانواده ها نیست، صرفا آدمی هست که تو این بستر به دنیا میاد و حقش هست که از تربیت خوب و امکانات خوب بهره مند شه. نمی فهمم چرا باید به خاطر رعایت شدن حقمون ممنون باشیم! اونی که حقوق بچه رو رعایت نمیکنه کار غلطی میکنه نه اونی که حق و حقوق بچه رو بهش میده، لطف!

...

  • میرا Mortelle

وقایع اتفاقیه - 1

به یه سری وقایع این چند وقت اشاره کنیم:

1. بارالها! واقعا چی فکر کردی که آدمی رو که من سعی می کردم از یاد ببرم همون روز اول دانشگاه جایی تو مسیرم قرارش دادی که هیچ جوره نمی شد رو برگردوند؟ =|

2. درس ها رو دارم سعی می کنم پیش خوانی کنم =)) واسه شراکت تو بحثای کلاسی واقعا عالیه *_*

3. دیروز نتیجه تفکرات تابستونیمو با بچه ها به اشتراک گذاشتم. نمی دونم چرا ولی حس می کنم داره ازم بدشون میاد. ولی خب...من حقیقتا اهل نقش بازی کردن و مخفی کاری نیستم، نه که این کارو تا حالا نکردم ولی اگرم کردم با عذاب وجدان بوده...چرا نمیشه خود واقعیت باشی و این قدر عذاب نکشی =( که بعد از همه ی حرف زدنات پشیمون شی و بگی چرا من اصلا دهن باز کردم -_-

خدایا این دهن منو گل بگیر خودت...مرسی...-_-

  • میرا Mortelle

پی نوشتی بر پست قبل

چه قدرم راحت قواعد انتخاب واحد و عوض می کنن =| 

تا ترم پیش مبنا فقط معدل ترم قبلت بود الان شده معدل کل =|

خاک بر سرتون رسما که با عقده ای گری تمام می خواید بچه ها به زور تحصیلشون طولانی شه -_-

  • میرا Mortelle

انتخاب واحد =|

بدین وسیله از هرچی انتخاب واحده اعلام برائت می کنم -_-

من واقعا درک نمی کنم با وجود این که هر ترم بدبختی دارن برای بالانگه داشتن سرور ها، چرا هیچ کاری نمی کنن؟ =|

  • میرا Mortelle

^___________________^

سلام :دی

اول که حقیقتا  مرسی که یکی وجود داشت دلش برای من تنگ شه :دی

والا، این مدت که نمی نوشتم به این خاطر بود که خبر خاصی نبود و مطلبی توی ذهن نداشتم. ضمنا خیلی هم درگیر بودم =))

این مدت بالا و پایین خودمو داشتم، ولی خب به چند تا از دلخوشی ها اشاره کنیم بد نیست:

این ترم پیشرفت معدل داشتم، هرچند راضی کننده نبود اما خب واقعا بدم نبود.

یه کوچولو (خیییلی کوچولو!) درس خوندم =))

صبحا دیگه زودتر پامیشم =)

و چیز دیگه ای یادم نمیاد.

امیدوارم این ترم پیشرفت چشمگیری داشته باشم و خوشحال تر شم ^_^

  • میرا Mortelle

اندیشه!

خدایا خیلی خیلی خیلی شکرت! اندیشه 1 بیست شدم ^_^

  • میرا Mortelle

به جای درس خوندن

یعنی حاضرم راجع به فواید ماهیچه ی معده ی چندم بوفالوی کمیاب جزیره ی گالاپاگوس برای غلاف میلین دور سلول عصبی انسان مطلب بخونم ولی از صد کیلومتری پروژه رد نشم :)))))))

  • میرا Mortelle

یا حضرت...!!!!!

سلام دوستان :دی بالاخره یه کم فرصت خوشحال بودن پیدا کردم =) امتحانا تموم شد و هرچند پروژه مونده ولی بار بزرگی از رو دوشم برداشته شده :دی

اومدم نقل امتحان پریروز براتون بگم =))))))))))) خودم هنوز موندم تو کارم =))))

هیچی جونم براتون بگه از تقلب مشتی که تو امتحان زدم =))) دیگه باید به اساتید گفت که امتحانایی که آموزش برگزار نمی کنه رو تو کلاسای 2 و 11 برگزار نکنید که دانشجوهای زرنگی مثل من پیدا میشن که تقلب می کنن اساسی =)))) بیچاره استاد =)))

خلاصه اینکه من گوشیمو تحویل ندادم و گذاشتمش زیر پام. =))) جزوات رو باز کردم و جواب یکی از سوالا رو به بدبختی نوشتم (بعدم فهمیدم اشتباه کردم و کللللی خورد تو ذوقم و رفتم از یه جای دیگه جزوه نوشتم) بعد واسه سوال اولی تو گوگل سرچ کردم، جواب رو دانلود کردم و ترجمه کردم و بعدم نوشتم (تو رو خدا کارو ببین :)))))) ) برای سوالای دیگه هم یه چیزی سر هم بندی کردم و نوشتم =)))) یعنی قشنگ یه دور تمام جزوات مرور شد و البته استاد جوری سوال داده بود که حتی با تقلب هم نمی شد راحت جواب داد. هیچی خلاصه خیلی امتحان مفرحی بود =))) با خریدن یه پیرهن مردونه و تجربه ی اولین لباس خریدن تنهایی جشنش گرفتم =)))

ولی اتفاق پریروز دوحالت داشت: یا اینکه خدا می خواست بهم بگه با تقلبم پاس نمیشی، یا اینکه خدا دلش سوخته بود و می خواست پاسم کنه =))))

امیدوارم حالت دوم باشه =)))

  • میرا Mortelle

امتحان روز 14 تیر

امتحان روز 14 تیر

روز آخر امتحانات دانشگاهه

ساعت 3 و نیم بعد از ظهر

درسم اختصاصی

رسما کمر به زجرکش کردن ما بستن =|

فقط با فکر کردن به این که بعدش با دوستم داریم میریم بازار بزرگ می تونم آروم شم =| همین =|

حالا همه اینام به کنار

پروژه مو کجای دلم بذارم =(((

  • میرا Mortelle

خسته ی دو عالم

دوستام همه امتحاناشون تموم شده و من بدبخت تا 14 تیر دو تا امتحان اختصاصی باید بدم =(((

نفرین دو عالم بر امتحانات =|

  • میرا Mortelle

فرزند امید

آدمی به امید زنده است.

روزمرگی های یک دختر دانشجو :)
به قول دوستی، «هرگاه شما مطالب قدیمی این وبلاگ (تاریخ انقضا یک روز پس از تولید) را مطالعه کردید، بدانید دارید نوشته‌های من در گذشته را می خوانید! من خیلی تغییر کرده‌ام، من خیلی تغییر می کنم و من خیلی تغییر خواهم کرد!»
Designed By Erfan Powered by Bayan