خسته شدم جدی

خسته شدم از بس دارم استرس می کشم خدا. خسته م از پیمودن پشت سر هم این پله های لعنتی. خدایا برای یه جوون بیست ساله کافیه همه ی اینا، که از پا دربیاد. بعضی وقتا امیدوار بودن سخته به خودت قسم. واقعا سخته.

من دلم می خواد اینجا غر نزنم ولی واقعا بعضی وقتا زیر فشارش آدم می ترکه. ببخشید.

  • میرا Mortelle
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

فرزند امید

آدمی به امید زنده است.

روزمرگی های یک دختر دانشجو :)
به قول دوستی، «هرگاه شما مطالب قدیمی این وبلاگ (تاریخ انقضا یک روز پس از تولید) را مطالعه کردید، بدانید دارید نوشته‌های من در گذشته را می خوانید! من خیلی تغییر کرده‌ام، من خیلی تغییر می کنم و من خیلی تغییر خواهم کرد!»
Designed By Erfan Powered by Bayan