بدون دعوت به چالش! چشم هایش و جام جهانی! و ضمنا بی مخاطب :دی

چشم هایش راهزنی به راه زندگی من بود. جام دل که سرچشمه ی زندگی من بود را ربود و به نشانه ی پیروزی به بالای سر برد. خود را به جای دل در من نهاد و تا جاودانه شوم به نام «عاشق» و ببینم که زندگی من پیش از او زنده بودنی بیش نبود...=)

  • آناریل Anariel
:))))) اوه یههه
:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

فرزند امید

آدمی به امید زنده است.

روزمرگی های یک دختر دانشجو :)
به قول دوستی، «هرگاه شما مطالب قدیمی این وبلاگ (تاریخ انقضا یک روز پس از تولید) را مطالعه کردید، بدانید دارید نوشته‌های من در گذشته را می خوانید! من خیلی تغییر کرده‌ام، من خیلی تغییر می کنم و من خیلی تغییر خواهم کرد!»
Designed By Erfan Powered by Bayan